کارنامه خوب
مسئول ثبت نام به قدو بالایش نگاه کرد وگفت:
-دانش آموزی؟
-بله.
-می خواهی از درس خواندن فرار کنی؟
ناراحت شد. ساکش را گذاشت روی میزو باز کرد. کتاب هایش را ریخت روی میز و گفت:
((نخیر!اون جا درسم را می خوانم.))
بعد هم کارنامه اش را نشان داد. پر بود از نمرات خوب.
اسمان مال انهاست
نظرات شما عزیزان:
سودابه جون
ساعت13:22---7 مهر 1393
هر گاه قادر به شمردن قطرات باران شدی ، خواهی دانست که چقدر دوستت دارم
هر لحظه به سفر ابدی ات
نزدیکتر میشوی
با تبادل لینگ موافقی
به جان خودت بیفت
خودت خودت را بساز
باید بتونی قبل از مرگ
لایق ملاقات خدا بشی
نزدیکتر میشوی
با تبادل لینگ موافقی
به جان خودت بیفت
خودت خودت را بساز
باید بتونی قبل از مرگ
لایق ملاقات خدا بشی
[ ]